نقد و بررسی کتاب « صداهایی از چرنوبیل » از فریبا محسنی پور

نقد و بررسی کتاب « صداهایی از چرنوبیل » از فریبا محسنی پور

 

کتاب صداهایی از چرنوبیل نوشته ی سوتلانا الکسیویچ نویسنده ی بلاروسی ست که در سال 2015 موفق به دریافت جایزه ی نوبل شد . الکسوویچ در این کتاب خاطرات افرادی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم درگیر انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل در بلاروس شوروی سابق بوده اند را روایت می کند . در کتاب نوشته شده که در آوریل سال 1986 چند انفجار پی در پی ، ساختمان رآکتور اتمی چرنوبیل را تخریب کرده که باعث از بین رفتن 458 روستا و شهرک بلاروس شده که از این تعداد هفتاد مورد برای همیشه زیر خاک مدفون شده اند . هنوز هم پس از گذشت چند دهه از این فاجعه ، از هر پنج بلاروس یک نفر در مناطق آلوده زندگی می کند و هر ساله شمار افراد مبتلا به سرطان ، عقب ماندگی ذهنی ، اختلالات عصبی و جهش های ژنتیکی که از اثرات مخرب انفجار هست افزایش می یابد .

نویسنده سعی کرده است که آثار زیانبار و نابودگر این فاجعه را از زبان ده ها شاهد ، به شکلی گزارشگونه بیان کند و  وقایع را آنطور که شنیده ، بی طرفانه روی کاغذ ثبت نماید . همچنین  تلاش کرده همزمان به عنوان یک نویسنده ، خبرنگار ، جامعه شناس ، روانشناس و شاهد عینی عمل کند .

می توان گفت کتاب مذکور به صورت داستانهای کوتاه از خاطرات واقعی ست و اولین داستانش با تک گویی زنی عاشق پیشه و بارداری شروع شده  که همسرش به عنوان نیروی آتشنشان برای سرکوب کردن شعله های نیروگاه چرنوبیل ، به محل انفجار اعزام می شود . داستان سرشار از احساسات عاشقانه ی زنی ست که در مقابل چشم خود شاهد مرگ تدریجی و دردناک همسرش می باشد .

سرتاسر کتاب شامل روایتهای مختلف از زنان و مردانی ست که تخلیه ی شهر و روستا و خانه ی خود را بیان کرده اند و از سیاستهای پنهانکارانه و سهل انگاری مسئولین کشور در قبال رنج های مردم و آسیبهای روحی روانی و صدمات اقتصادی افرادی که نزدیک نیروگاه اقامت داشته اند تعریف کرده اند .

نقد و بررسی کتاب « صداهایی از چرنوبیل » از فریبا محسنی پور

 

کتاب صداهایی از چرنوبیل ، به خوبی و با ظرافتی وسواسانه درد و رنج مردم در جدایی از خانه ای که سالها در آن سکنی داشته اند و دوری جانکاه ازسرزمین پدری شان را نشان می دهد  . از دست دادن فرزندان و افراد خانواده و حتی حیوانات خانگی صدمات جبران ناپذیری به دنبال دارد که تا ابد افراد درگیر این فاجعه را عذاب می دهد . اما سیاستمداران بی تفاوت به این موضوع از قربانیان می خواهند که به راحتی همه چیز را نادیده گرفته و به دست فراموشی بسپارند . کابوسی که  همسران ، مادران و دخترانی که حادثه را دیده و درک کرده اند را همچنان در خود می فشرد و ترس آلوده شدن به تشعشعات اتمی ، مبتلا بودن و انتقال آن به نسل های بعد ، تا آخرین لحظه ی زندگی آزارشان می دهد . حتی طبیعت ، خاک ، جنگل و حیوانات آن مناطق نیز ، عوارض مخرب  این انفجار هولناک را با خود حمل می کنند و چاره ای جز تحمل و سکوت ندارند . رنجی که تا نسلها بعد نیز ادامه خواهد داشت و کسی جواب گوی آن نیست .

در کل می توان گفت خانم الکسیویچ به خوبی توانسته اتفاقات حول و حوش این واقعه را از زبان مردم در طبقات مختلف تحصیلی ،شغلی ، شهری و روستایی  به تصویر بکشد و زنگ خطر وجود نیروگاه های اتمی را به صدا در بیاورد . مطالعه ی این کتاب با نثر روان و تصویر سازیهای مناسب و شخصیت پردازی های دقیق به راحتی می تواند با مخاطب ارتباط بر قرار کند . پرداختن به موضوعی تاریخی و مستند ، با داستانهای جذاب و شنیدنی کمک زیادی در بالا بردن اطلاعات مردم در باره ی اثرات مخرب انفجارات اتمی می کند . این کتاب نقش تخریبگر انسان در اکوسیستم و حتی آسیب به همنوعان خود را به نمایش می گذارد . کتابی که به دلیل آگاه کردن مردم و تلاش در نشان دادن نقش منفی تکنولوژی های اتمی و خطرات ناشی از آن ، گام بزرگی در آگاه ساختن انسان برداشته است .

الکسیویچ در حرکتی بشر دوستانه ،  سیاستمداران و دولتمدردان را  با آثار چنین فجایعی آشنا کرده و به طور غیرمستقیم از آنها خواسته که عواقب عملکرد خود را در نظر داشته و به آرامش بشر و سلامت محیط زیست بیشتر بیندیشند .

پایان

برای مطالعه داستان کوتاه «چیزی نمانده بود» از فریبا محسنی پور اینجا کلیک کنید.

 آدرس اینستاگرام فریبا محسنی پور

 

مطالب مشابه

نظرات