دلیل اجرا نشدن ایده های خوب

اکثر افراد انباری از ایده می باشند؛ اگر شما هم یکی از آنها باشید این جمله ها شاید برای شما هم تکراری باشد :
من یه ایده دارم که اگر بگیره دیگه نونمون تو روغنه اصلا این ایده من هیچ کس نداره من یه ایده عالی برای راه اندازی یک کسب و کار عالی دارم…
همه ما ایده ها و افکار بسیاری در سر داریم اما معدود انسان‌هایی هستند که تلاش میکنند ایده خود را پیاده سازی کنید.
اینکه چراخیلی انسان‌ها تلاش کمی برای تحقق ایده های خود برمیدارند بحث بسیار گسترده ایست، اما در اینجا قصد داریم چند نکته مهم را با هم بررسی نماییم.

چرا ایده های خود را به اجرا در نمیاوریم؟

اگر ایده‌های زیادی دارید اما هیچ گاه آنها را به مرحله اجرا نرساندید، مطمئن باشید مقصر یکی از علل زیر هستند:

کمالگرایی افراطی:

اینکه من دائم امروز و فردا کنم به دلیل اینکه سعی کنم کاملتر شوم و بهتر شوم و اینکه منتظر زمان و فرصت مناسب برای انجام کارهایمان باشیم. همگی نشانه های عمیقی از کمالگرایی می باشد.کمالگرایی هم جز دامهای بزرگیست که باعث امروز و فردا کردن شده و مانع بزرگی برای تحقق ایده هایمان می باشد.

احساس بی ارزشی و خودکم بینی کردن:

اگر در تله بی ارزشی و خودکم بینی گرفتار شده باشیم دقیقا شبیه این می باشد که دست به هر کاری که بزنید احساس بی ارزشی ما را گرفتار می کند؛ فردی که حس خودکم بینی و بی ارزشی دارد اصلا برای خودش ارزشی قائل نیست و برای ایده ها و افکار خود هم ارزشی قائل نیست… و آنها را دستکم و ناچیز می پندارد.

تایید طلبی و ترس از قضاوت دیگران:

ترس از قضاوت شدن از طرف دیگران عامل مهم شکست خوردن بسیاری از انسان‌های خوش فکر می باشد.
ما میترسیم که خودمان را ابراز کنیم یا میترسیم بخاطر شغل یا موقعیتی که داریم افکار و ایده های جدید را بیان نماییم یا وارد یک شغل دیگری شویم که در آن استعداد و توانمندی داریم.در کشور ما  نظام آموزشی به شدت بر پزشک شدن و مهندس شدن تاکید می کند، بسیاری از پزشکان و مهندسین می باشند که تمایل به راه اندازی کسب و کارهای شخصی خود بر حسب علاقه‌شان به موضوع دیگری دارند، اما به دلیل ترس از قضاوت شدن از سوی دیگران ترجیح میدهند همان جامه پزشکی و مهندسی را به تن کنند و افکار و ایده های خود را سرکوب کنند.

ترس از شکست:

شکست همیشه قسمتی از مسیر رشد و پیشرفت می باشد.کم نیستند کسانی که چون حاضر به پذیرش شکست نیستند کاری را امتحان نمیکنند.پیاده سازی ایده ها و افکار جدید همیشه با موفقیت رو به رو نمیشود اما باید حاضر باشیم در یک مسیر جدید چندین بار اشتباه و خطا داشته باشیم ، چندین بار شکست بخوریم تا طعم موفقیت را بچشیم. اگر مایل به تحمل شکست نیستیم بهتر می باشد از فکر راه اندازی کسب و کار شخصی بیرون بیاییم.

آموزشهای زیاد دیدن:

یکی از تله های بزرگی که بسیاری را درگیر خود نموده است اینمی باشد که زیاد از این کلاس به آن کلاس میروند؛ اما هیچ کدام از آموزش‌های‌شان را اجرایی نمیکنند. اطلاعات زیاد بدون اقدام و تلاش هیچ کمکی به ما نمی کند. ما میتوانیم یک مطلب را بیاموزیم و آن را به کار گیریم تا اینکه ده ها نکته را با خود حمل نماییم و هیچ اقدامی صورت ندهیم.

شرط رسیدن به نتیجه دلخواه تلاش کردن:

موضوع اصلی اقدام می باشد و تلاش؛ اما نه به این معنی که شما اگر اقدام نمایید، پس حتما به نتیجه دلخواه خود میرسیدحساب و کتاب موفقیت و رسیدن به اهداف مسیر پیچیده ای می باشدکه شاید یکی از دلایل اصلی آن این باشد که همه مسائل و شرایط رسیدن به هدف و موفقیت فقط در اختیار و کنترل خود ما نمی باشدو قطعا عواملی خارج از محدوده اراده و مسئولیت ما در رسیدن ما به اهداف نقش خواهند داشت.اما به گفته استفان کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان موثر» همگی ما برروی عوامل درونی و حوزه نفوذ خود میتوانیم تسلط داشته باشیم و از همان جایی که هستیم شروع نماییم اما بسیاری از ما بخاطر اینکه ممکن است به نتیجه دلخواه خود نرسیم، کار را شروع نمیکنیم.

انضباط و تمرکز نداشتن:

انضباط شخصی یعنی انجام کارهای لازم در زمان خودشان می باشد.حتی اگر انجام آن کار را دوست نداریم یا حوصله نداریم یا هرعلت دیگری؛ نه اینکه ما کاری که خودمان فعلا تمایل داریم را انجام دهیم تا کارهای اصلی را به سرانجام نرسانیم.هنگامی که هدفی را مشخص میکنیم و تصمیم میگیریم که کار را در زندگی خود اجرایی کنیم به دو فاکتور مهم انضباط شخصی و تمرکز نیاز داریم. اگر انضباط نباشد هر کاری را هر زمان که بخواهیم پیش میبریم و اگر تمرکز نباشد همه انرژی روانی ما صرف پیشبرد هدف نخواهد شد و بازدهی و نتیجه کار بسیار افت خواهد کرد.

توصیه ها:

نکته اصلی داستان زندگی ما انسان‌ها این می باشد که کاری را که باید انجام دهیم و فکر میکنیم درست است را اجرا کنیم.حکایت زندگی و هدف گذاری این می باشد که شما آغازکننده مسیر باشید و شروع کنید اینکه نتیجه چه خواهد شد موضوع دیگری‌ می باشد اما این طرز فکر که چون من میدانم کار نتیجه نخواهد نرسید.پس هیچ کاری نکنم یا صبر کنم ببینیم شرایط به چه نحو پیش میرود طرز فکر اشتباه و بازدارنده ایست.شما به خودتان نگاه نمایید.حالا شما هم ببنید در کسب و کار یا در زندگی شخصی خود چه ایده ها و افکاری دارید. چقدر ایده داشتید که به مرحله اجرایی نرسیده و فقط ایده مانده و چرا آنها را پیگیری نکردید و جالب می باشد که بدانید همین ایده شما را بعدها فرد دیگری اجرا و پیاده سازی کرده یا خواهد کرد.

جدیدترین و کامل ترین مطالب پزشکی را ازما بخواهید.

کندوطب;رسانه ی سلامت

www.kandooteb.com

این پست توصیه می شود

نظرات